X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

*کتابچه* (کتاب امروز سابق)

معرفی کتاب، فیلم ، شعر و داستان دیگران و حرفهای روزمره...

همیشه همین طور بود

 

همیشه دماوند سفید، پرشکوه و بلند بود.

همیشه جنگل شمال، سبز و بی‌زوال بود.

همیشه کویرِ سرخش، لوت و برهوت بود.

 

همیشه عرب، زبان سرخ ایرانی را برید ولی کلام فارسی ماند.

همیشه مغول، کتاب ایرانی را سوزاند ولی فرهنگ سبزش ماند.

همیشه مغول با چنگیزش رفت و ایران سپید با حافظش ماند.

 

همیشه اشک و خون بر کودکِ سفیدِ آزادی ‌چکید

همیشه امید را، از چشمان سبز پدر و سینة سرخ مادر ‌مکید

همیشه استقامت سه رنگ مردمِ امید، کودک را ‌ تطهیر کرد و  خود در آتش تکید.

 

همیشه همینطور بود.

 

همیشه حسین‌ شهید بود و حاکم دین یزید‌ بود.

همیشه ژاندارک‌‌ سوخته شد ولی نامش به تاریخ دوخته شد.

همیشه نام و اثری از کسی که او را سوزاند، نماند.

 

همیشه گل‌های زیبا را چیدند و باغبان‌ها‌ از درد به خود پیچیدند.

همیشه به جای آن‌ها، زیباتر رویید ولی همچنان باغبان نالید.

همیشه گل، گل ماند و خار، خار، و گل‌ها را بوییدند و خارها، دست‌ها را دریدند.

 

همیشه راستی تابید و قدرت را دروغ دزدید

همیشه گوهر نجابت در چشم درخشید

همیشه خوبی را شناختند و بر بدی تاختند

 

همیشه همینطور بود

 

همیشه خدا آدم را از  «خس و خاشاک» ولی پاک آفرید.

همیشه مدعیان، مردم را به دین خواندند و از خدا راندند.

همیشه آدم با ایمانش به خدا، ماند و خوبی را خواند.

 

همیشه خدا آخرین کسی بود که به سراغش رفتیم.

همیشه او  اولین کسی بود که دستمان را گرفت.

و همیشه قلبمان از نور  امید و ایمان او روشن شد. 

 

منبع: ایمیل

تاریخ ارسال: دوشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 11:21 ق.ظ | نویسنده: کژال بدیعی | چاپ مطلب 0 نظر