X
تبلیغات
نماشا
رایتل

*کتابچه* (کتاب امروز سابق)

معرفی کتاب، فیلم ، شعر و داستان دیگران و حرفهای روزمره...

جدایی نادر از سیمین

 

دیروز به دیدن فیلم تازه ی اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین» رفتم. فیلمی که امسال در جشنواره فیلم برلین، برنده ی جایزه ی خرس نقره ای به عنوان بهترین فیلم شد. راستش من در سال گذشته یعنی سال ۸۹ اصلا پایم را به داخل هیچ سینمایی نگذاشته بودم. با اینکه در سالهای پیش محال ممکن بود که فیلمی به روی پرده ی سینماها بیاید و من از دیدن آن محروم بمانم!! اما راستش به این دلیل که بارها و بارها در چند سال اخیر با کلافگی از دیدن فیلم های بیمحتوایی که در اغلب آنها هم محمد رضا شریفی نیا بازی می کرد!! ازسالن سینما خارج می شدم و مدام افسوس هدر رفتن پول بیلیت و وقت گران بهایی که صرف دیدن این خزعبلات کرده بودم، را می خوردم. بنابراین تصمیم گرفتم که دیگر پایم را به داخل هیچ سینمایی نگذارم مگر اینکه فیلم در خور توجهی در آن به نمایش در بیاید.. و البته وقتی خبر اکران فیلم جدید اصغر فرهادی را شنیدم، بی درنگ مطمئن شدم که این فیلم ارزش وقت و پول من را دارد و باید آن را در سالن سینما ببینم.  

جدایی نادر از سیمین داستان زن و شوهری است که با وجود ۱۲ سال زندگی مشترک و داشتن یک دختر نوجوان می خواهند از هم جدا شوند.. زیرا زن تصمیم دارد که به خارج از کشور برود، در حالی که مرد نمی تواند پدر پیرش را که به بیماری آلزایمر مبتلا است را تنها بگذارد. بنابراین پس از این جدایی تصمیم بر آن می شود که پرستاری را برای پیرمرد بیمار استخدام کنند. پرستار که زنی جوان و باردار است، با دختر کوچکش برای کار به خانه ی نادر می آیند. اما روزی این پرستار جوان در هنگام انجام وظیفه مجبور به ترک خانه می شود، و پیرمرد را تنها می گذارد. وقتی نادر با دخترش به خانه برمی گردد، پیرمرد را در اتاقی در بسته می یابد در حالی که از روی تخت به پایین افتاده و به شدت صدمه دیده است.. وقتی پرستار به خانه برمی گردد، نادر که به شدت از وضع پیش آمده خشمگین است، با پرستار درگیر می شود و در حالی که می خواهد او را از خانه بیرون کند، باعث سقط شدن جنین در شکم زن می شود و از اینجا کشمکش میان خانواده ی نادر و شوهر پرستار آغاز می شود. 

مسلما دیدن این فیلم در سالن سینما، خالی از لطف نخواهد بود.. آن هم در شرایطی که این روزها فیلم های بی ارزش و بی محتوایی که متاسفانه از حمایت های دولتی برخوردارند، جای فیلم فیلمسازان خوب را در سینما اشغال کرده اند و با ادعای بی سر و انتهای «کارگردان نالایقش» (!!)، دارند تیشه به ریشه ی هنر این مرز و بوم می زنند... !

تاریخ ارسال: شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 11:05 ق.ظ | نویسنده: کژال بدیعی | چاپ مطلب 3 نظر